دکتر ,بیمارستان ,اونجا ,رفتیم ,کودکان ,بستری ,باید بستری

سلام خوشگلم خوبی؟

امروز میخوام از نرفتنت به مهد بگم جایی که خیلی دوسش داشتی ولی دکتر گفت مهد نه!

 اوایل اذرماه تعطیلات بود و ما برای یک هفته رفتیم شمال خونه باباحاجی بعد از برگشتمون روز شنبه به مهد رفتی از عصر که اومدم دنبالت بی حال بودی و از بدن درد ناله میکردی بهت استامینوفن دادم و خوابیدی اما آخرشب تو حالت بدترشد و تب هم کردی این وضعیتت رفته رفته بدترشد جوری که فردا ظهر تب 39.5 درجه کردی چیزی که اصلا سابقه نداشت پیش بیاد حتی سر واکسن ها و بدتر از اون این بود که تبت با هیچ چیز کنترل نمیشد نه داروی تب بر نه شیافت و نه پاشویه!

 همون روز بعدازظهر بردمت پیش متخصص گفت که سرماخوردی ویه عالم دارو داد اما همه بی تاثیر !  اون روز و اون شب با تب های بالای تو گذشت جوری که تمام تنت سرخ میشد ودمای بدنت پایین نمیومد ومجبور بودم برای اینکه تشنج نکنی ببرمت تو سینگ ظرفشویی بنشونم وبا آب ولرم بشورم دست وپات رو ...روز دوشنبه تبت که پایین نیومد هیچ تو هر لحظه ضعیف تر وبی حال تر هم میشدی جوری که ساعت 6 غروب رسما بیهوش افتادی!  و من اونجا تو دلم گفتم خدا رحم کنه یسنا هیچ وقت تو این سه سال اینجوری مریض نشده بود حتما یچیزی هستت! همون ساعت بردیمت اورژانس بیمارستان میلاد اونجا داروی قوی دادند تاتبت کمی اومد پایین بعدم ازت آزمایش خون گرفتن و معلوم شد عفونت هست تو بدنت ودکترشون گفت باید بستری بشی و من کاملا شوکه از حرف دکتر اومدم پیش تو و بابا که تو لابی بیمارستان منتظرم بودید, وقتی به بابا گفتم نظر دکتر چیه حسابی شوکه شد رفتیم سمت پذیرش و اونجا گفتن که امکان بستری نیست وتخت خالی نارند و بریم بیمارستان دیگه و من واقعا خوشحال شدم چون اونجا مرکز تخصصی کودکان نبود با ,بابا تصمیم گرفتیم ببریمت بیمارستان کودکان علی اصغر که دکتری که از دوماهگی پیشش پرونده داری هم اونجا مشغوله کاره ,خلاصه ما ساعت 12 شب رسیدیم بیمارستان و پزشک کشیک نتونست بفهمه مشکل چیه وگفت که برید چهارشنبه بیاید که دکتر سیاح فر که پزشک خود یسناهم هست باشه و بفهمه چی شده ما ساعت2 شب برگشتیم خونه و فرداش روز سه شنبه روز از نو روزی ازنو , وتو دوباره تب و بی حالیت برگشت.  از طرفی من اونروز باید میرفتم پیش فوق تخصص گوارش کودکان تا پرونده پزشکیت رو ببینه ونظرش رو بده که تصمیمش راجع به اون آلرژی سلیاک چیه! دکتر تصمیم گرفت آزمایش خون مربوط به سلیاک دوباره تکرار شه من درمورد وضعیت الانت  گفتم و گفت که باید معاینه بشی و نمیتونه از رو گفته ها من تشخیص و نظرش رو بده ...همون شب وخامت حالت به بالاترین حد رسید جوری که تو دیگه نمیتونستی  به راحتی نفس بکشی و بشدت و پشت هم سرفه میکردی تا بالامیاوردی تا اذان صبح همین وضعمون بود و تو گریه میکردی که خوابم میاد اما شدت سرفه ها اجازه نمیداد استراحت کنی...ظهر بابا از سرکار برگشت و رفتیم بیمارستان علی اصغر پیش همون خانم دکتر که از نوزادی میرفتیم پیشش..تا تورو دید گفت سلااام جوجو تو که باز مریض شدی....وقتی معاینه ات کرد گفت باید از ریه هات عکس بگیریم رفتیم رادیولوژی عکس گرفتیم و برگشتیم وخانم دکتر بعد دیدن عکس تشخیص داد ریه هات پراز چرک وعفونته و باید بستری بشی!

ادامه در پست بعد...

منبع اصلی مطلب : وبلاگ یسنا زمانی
برچسب ها : دکتر ,بیمارستان ,اونجا ,رفتیم ,کودکان ,بستری ,باید بستری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : مهد تعطیل میشود!